برای مجنون - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 14:42
مجنون برایم کامنت گذاشته : مثل اینکه روزای خوبی رو داری پشت سر می ذاری :) همیشه خوش باشی! بله روزهای خوبی را پشت سر می گذرانم. دیروز و روز قبلش هم خیلی خوب بودند. از مجنون ممنونم که اینجا را می خواند. خواندن چیزهایی که می نویسد یکی از جذابیت های دنیای مجازی است.
دو روز خوب دیگر هم گذشت - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 19:53
خواهر آمد. دو روز خیلی خبو را در کنار هم گذراندیم. بالاخره دیروز عصر دوربین خریدیم. بعد هم به دیدن استادش رفتیم تا برای پایان نامه اش امضا بگیرد. بعد هم در آریا شهر ره رفتیم. شب به خانه ج رفتیم. آخر شب با ج و س در خیابان ها دور زدیم. صبح به خانه آمدیم. زرشک پلو با مرغ پختم. حرف زدیم. غروب رفت. فردا ...
تنهایی - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 17:31
دیروز هم اداره و کلاس زبان و کتاب خوبی که خواندنش لذت بخش بود. تو دور شدی. لعنت به فاصله. دوری. سفر. ندیدن. دلتنگی. تنهایی. تنهایی. تنهایی. در حد مرگ تنهایی. غذا خوردن تنهایی. بیرون رفتن تنهایی. صبحانه تنهایی. ناهار تنهایی. شام تنهایی. خرید تنهایی. زندگی تنهایی. شب تنهایی. روز تنهایی. کار کار کار و ...
من منتظر روزهای خوب هستم - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:23
قرار است دوست مهربان قدیمی بیاید. چند خط اینجا می نویسم تا این دو روز خوبی که گذشت یادم بماند. تو آمدی. حرف زدیم و من متوجه شدم گاهی زیاده روی می کنم. تو هم فهمیدی که من به چه چیزهای فکر کردم و دلخور بودم. خلاصه حرف زدن باعث شد همدیگر را بفهمیم و فاصله زیادی که این اواخر درست شده بود را از بین ببریم...
شعله کوچک امید - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:23
دوست مهربان قدیمی با خواهرش آمد. امروز عصر به مرکز خریدی که نزدیک اداره است رفتیم. یادداشت کوچکی نوشتم که باعش شد خوشحال شوم و شعله کوچک امید در قلبم روشن شود. از فردا کار و اداره شروع می شود. باید زبان بخوانم و بیشتر بنویسم.
فرهنگ شریف - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:23
چه چیزی بدتر از منتشر کردن عکس های هنرمندان روی تخت بیمارستان؟ خیلی ناراحت می شوم. دلم نمی خواهد آدم هایی را که دوست دارم این شکلی ببینم. می خواهم همیشه آنها را با بهترین عکس هایش بخاطر بیاورم. آقای فرهنگ شریف عزیز زودتر خوب شوید. جهان با صدای ساز شما جای بهتری است.
دوستی کی آخر آمد - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:23
ما احتیاج به دوست داریم. دوستانی که ما را همین شکلی که هستیم دوست داشته باشند. دوستانی که کنارشان لازم نباشد خودمان را سانسور کنیم. خودِ خودمان باشیم با همه ی مشکلاتی که داریم. مدت هاست حس واقعی ِ دوستی را گم کردم. هیچ کس نیست که خیلی صمیمی باشد یا من بتوانم در کنارش کاملا خودم باشم. شاید آخرین دوست...
روزهای سخت تمامی ندارند - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:22
رئیس طورِ بدی برخورد کرد. لحنش تمسخر ِناراحت کننده ای داشت. وقت ِناهار از اداره بیرون آمدم تا به ازمایشگاه بروم و نتیجه آزمایش چند روز قبل را بگیرم. تمام راه گریه کردم. تصمیم داشتم که به تو زنگ بزنم و بگویم خسته ام و از این به بعد نیستم.. از وقتی به اینجا آمدم هفت سال گذشته است. روزهای سخت تمامی ندا...
امروز - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:22
امروز یک روز تازه است. به اندازه دیروز هم غمگین نیستم.
روزهایی که با خودم دوستم - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:22
مدت هاست که اینجا چیزی ننوشتم. بیشتر روزها چیزهایی روی لب تاب نوشتم. دوباره به روزهای خوبِ خوشحالی و نظم و انضباط و کار کردن رسیدم. روزهایی که با خودم دوستم. روزهای تلاش های کوچک برای ادامه دادن این راهِ سخت. روزهای ناامید نشدن و امید بستن به رسیدن. هر چند دور و دیر. از روز تولدم بگویم که تو آمدی. ر...

برچسب‌های مرتبط

امروز تمام شد | امروز صبرم تمام شد | سلام دانلود | سلام عليكم | سلام بمبئی | سلام صبح بخیر | سلام دانك | شعر برای دوستی که مرده | نگرانم صنما | نگرانم نگرانم،نگران خودمم