برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
راستش گاهی گیجم. به سرطان در قارهی دیگر فکر میکنم. به صدایی که حالا خسته و دلواپس است. به سرطان ِ دیگری که تازه از راه رسیده. نگرانی لابد طبیعی است. پ را بیشتر از همیشه دوست دارم. درباره مشکل همیشگی حرف زدیم. شاید اینجا نوشتن کمی از اشفتگی ذهنم کم کند. باید دورِ اینترنت را خط بکشم و چند نوشته اماده کنم. باید کرسی پژوهشی برگزار کنم. خسته بودم. باید فکر نکنم. باید پ را دوست داشته باشم. خوشحالم. رافا به یادت هستم.
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
بار ِروانی بعضی چیزها انگار برایم ساده نیست. یکی بود که نوشتهها را میخواند. دیگر فرصتش پیش نیامد چیزی بخواند و حرف بزنیم. همین تنهاترم کرد. دیروز سه صفحه نوشتم که فکر میکنم پراکنده است و یکدست نیست. فروردین و اردیبهشت بهتر یود. خرداد و تیر برایم دلهره داشت. به هرحال پ با نگرانی برگشته بود. باید به خودم تکیه کنم. مثل همیشه.
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
اینقدر بیحوصله بودم که صفحهی دوستان را نخواندم. در اولین فرصت میخوانم. خرداد با فکر مرگ گذشت. اما امروز بالاخره خوب بودم. دو نوشته تحویل دادم. هر دو را دوست دارم. صد و چند صفحه کتاب خواندم. اش خوردم. دمنوش به و دارچین درست کردم. یک ساعت یوگا. صدای کولر آبی. رسیدن ِکامنت مهربانی دربارهی یکی از نوشتهها.
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
رفتم خانه. باز نگرانی، غصه، دلواپسی. حالم خوب نبود. یک روز خوش گذشت و بعد شروع شد. جنجال و بحثِ بیپایان. تصویر برافروخته و عصبی و وحشیِ خودم. خستگی. حس ِاینکه کاش نبودم. تاریکیِ جاده. غم. ناامیدی. خانه. تمام روز در رختخواب ماندن. فکر کردن به خرداد تاریک. خرداد گرم. خرداد شرجی. خرداد دوستنداشتنی.
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی