
با پ به سکوت مطلق رسیدم. تمام شد. و قبول کنید که سخت است. دیگر هیچ کلمهای در کار نیست. اینستاگرام را لاگاوت کردم بهخاطر چند نفر احمق. به شما چه ربطی دارد که من از چه مینویسم از چه نمینویسم؟ من درباره ظاهر، شیوه حرف زدن و هر فعالیت دیگرِ دیگران حرفی نمیزنم. لااقل سعی میکنم نزنم. چرا اینها به این راحتی اظهار نظر میکنند؟ شاید اینجا بیشتر بنویسم. کسی دوست نداشت نخواند. از مهربانی و همراهی رفیق باوفا ممنونم. خانم ش دوباره در افق محو شد. و این حس ناامنی به من میدهد. حوصله دلبستن و دلشکستن، پیوستن و بر...
ادامه مطلب
xa0 دیروز هم اداره و کلاس زبان و کتاب خوبی که خواندنش لذت بخش بود. تو دور شدی. لعنت به فاصله. دوری. سفر. ندیدن. دلتنگی. تنهایی. تنهایی. تنهایی. در حد مرگ تنهایی. غذا خوردن تنهایی. بیرون رفتن تنهایی. صبحانه تنهایی. ناهار تنهایی. شام تنهایی. خرید تنهایی. زندگی تنهایی.xa0شب تنهایی. روز تنهایی.xa0 کار کار کار و از راه رسیدن آدمهایی که تو را از دور می بینند و به خودشان حق می دهتد هر قضاوتی بکنند. که نمی فهمی. که کار زیادی از دستت ساخته نیست. که هزار چیز دیگر.xa0 از اداره که آمدم با خواندن سه کلمه در ...
ادامه مطلب