راستش گاهی گیجم. به سرطان در قارهی دیگر فکر میکنم. به صدایی که حالا خسته و دلواپس است. به سرطان ِ دیگری که تازه از راه رسیده. نگرانی لابد طبیعی است. پ را بیشتر از همیشه دوست دارم. درباره مشکل همیشگی حرف زدیم. شاید اینجا نوشتن کمی از اشفتگی ذهنم کم کند. باید دورِ اینترنت را خط بکشم و چند نوشته اماده کنم. باید کرسی پژوهشی برگزار کنم. خسته بودم. باید فکر نکنم. باید پ را دوست داشته باشم. خوشحالم. رافا به یادت هستم.
چیزهایی درهم...ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 34