اینقدر بیحوصله بودم که صفحهی دوستان را نخواندم. در اولین فرصت میخوانم. خرداد با فکر مرگ گذشت. اما امروز بالاخره خوب بودم. دو نوشته تحویل دادم. هر دو را دوست دارم. صد و چند صفحه کتاب خواندم. اش خوردم. دمنوش به و دارچین درست کردم. یک ساعت یوگا. صدای کولر آبی. رسیدن ِکامنت مهربانی دربارهی یکی از نوشتهها.
چیزهایی درهم...ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39