چیزهایی درهم

متن مرتبط با «خوشحالی» در سایت چیزهایی درهم نوشته شده است

از خوشحالی و کار

  • نیلوبلاگ

    شبها کم میخوابیدم. اضطراب این روزهای بهاصطلاح انتخابات هم بود. حوصله نداشتم. پول زیادی در حسابم نبود به وضع تازه عادت نکرده بودم. انگار بالاخره خوشحالم. با پ به صلح رسیدم. همین حالا در جلسهای نشستم و صدایش را میشنوم. امروز سرکار نرفتم. ایین لوبیاپلو. ماست و خیار با گردو و کشمش و سالاد شیرازی. پنجشنبه هم البالوپلو پختم خیلی حرفهای شد. حالم خوب است. فکر مشکل همیشگی ازارم داد. ماجرای دانشگاه و سه داستانی که برگشت خوردند هم بود. کارهای زیادی دارم. پ را دوست دارم. دلم میخواهد کار کنم. هر جور نوشتنی. ...

    ادامه مطلب
  • خوشحالی

  • نیلوبلاگ

    خوشحالی از تمام شدن یک روز کاری. از فهمیدن اینکه در کلهی استاد راهنما چه میگذرد. از روزی که در سکوت گذشت....

    ادامه مطلب
  • از خوشحالیu200cهای پوچ

  • نیلوبلاگ

    دیروز مجله را برایم فرستادند. این روزها جایی برای خوشحالیهای شخصی نیست....

    ادامه مطلب
  • از خوشحالیu200cها

  • نیلوبلاگ

    کمی خوشحال و کمی مردد. دیشب به رستوران گران قیمتی در ان بالا رفتیم. دخترها و پسرهای جوان کنارهم نشسته بودند. بعد با ماشین از درکه رد شدیم. درکه قشنگ بود. چه هوای خوبی. دوست داشتم پیاده شوم و راه بروم. دربارهی آ گیجم. الان میخواهم کمی بخوانم و باید جدیتر به درس مانده و کارهایم برسم. رابطه نجاتم نمیدهد. نجاتی اگر در کار باشد با همین کارهاست. کار خودم. جدیت در کار خودم. خوشحالم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خوشحالی های ساده

  • نیلوبلاگ

    xa0 پنیر تبریزی و نون تازه. سمنو. برداشتن ابروهام و رنگ کردن موهام. دیدن ب. خریدن کتاب و فیلم. خونه تکونی اساسی و خریدن یه سری ظرف و ظروف. یوگا. زرشک پلو با مرغ. خریدن زعفران و ادویه. چیپس و ماست موسیر. xa0...

    ادامه مطلب
  • چیزهای کوچکی که ممنوع نیست!

  • نیلوبلاگ

    xa0 تنها چیزهایی که می شود نوشت این هاست: بانک همه پولی که در حسابم بود بخاطر اقساط عقب مانده برداشت. حالا هیچ پولی ندارم :-) قرار بود چیزهایی که نوشتم سر و سامان بدهم فردا معلمم ببیند که تا همین حالا گرفتار کارهای دیگر بودم. کارهایی مثل حرف زدن با م ب که به نظر می رسد عاقبت بخیر شده و از روزهای تاریک شبانه روزی نجات پیدا کرده. از همه چیز این دنیا می ترسم. بیشتر از هر چیزی از سرطان. مادرزن همکارم سرطان دارد. امروز برایمان از روزهای سختی گفت که می گذراند.xa0 راستی آقای بداخلاق از یادداشت کوتاهم خ...

    ادامه مطلب
  • کاش خوشحالی تمام نشود ..

  • نیلوبلاگ

    xa0 از چند روز مانده به عاشورا و تاسوعا حالم خوب بوده تا همین حالا. دلیل اصلی خوشحالی هم خوب بودن نسبی حال و احوال باباست. وقتی به بیمارستان رفت من نبودم. به خانه که آمد من رفتم. حالش بهتر از قبل بود. امیدوارم روزهای طوفانی دوباره خانه ی پدری را پیدا نکنند.xa0 این هفته عالی بودم. تمام وقت خواندم نوشتم و تکالیف زبان را انجام دادم. بخاطر زبان خوشحالم. اوضاع بهتر از قبل شده.xa0 الان می روم فیلم ببینم. فردا امتحان میان ترم زبان دارم.xa0 هفته قبل حداقل شصت نفر را دیدم که دلم نمی خواست بجایش باشم. همه...

    ادامه مطلب