چیزهایی درهم

متن مرتبط با «دوست» در سایت چیزهایی درهم نوشته شده است

صبح با کلمهu200cهای مهربان دوست باوفا شروع شد

  • نیلوبلاگ

    هیجانانگیزترینِ قسمت اینجا نوشتن همین خواندن کلمههایی است که دوست باوفا نوشته است. اول اینکه پ برگشت. و من روز دوازدهم تیر برایش نوشتم بهتر است ادامه ندهیم. بعد گریه گریه و گریه. اخر شب گفتند تهران فردا تعطیل. پ زنگ زد و روز بعد صبحانه خوردیم و طولانی حرف زدیم. شاید نوشتم که مشکلات رابطهی ما حل نمیشود و پ دوباره میرود و این ماجرا فقط دوستی است. چند روزی خوشحال بودم. از جزئیات هیچچیز یادم نیست. دیروز همخانهی قدیم مهمانی گرفت. «و» با دوست پسرش امد. و اینها چقدر از من دور بودند. همخانه قدیم سو...

    ادامه مطلب
  • برای دوست عزیز ویچسلاو کروتکی

  • نیلوبلاگ

    ممنونم که هستید و میخوانید. معاشرت ِناچار با کسانی که دوست نداریم آزاردهنده است. خیلی آزاردهنده. این غزل سعدی برای شما:یارا بهشت صحبت یاران همدمستدیدار یار نامتناسب جهنمستهر دم که در حضور عزیزی برآوریدریاب کز حیات جهان حاصل آن دمستنه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیستبس دیو را که صورت فرزند آدمستهرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهامجز بر دو روی یار موافق که در همستآنان که در بهار به صحرا نمیروندبوی خوش ربیع بر ایشان محرمستوان سنگدل که دیده بدوزد ز روی خوبپندش مده که جهل در او نیک محکمستآرام نیست در همه...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتم هنوز دلم برای کسی تنگ شود

  • نیلوبلاگ

    شده از خشم بخواهید بزنید بر صورت یکی؟ من پر از خشمم. و دوست دارم با مشت بکوبم به صورت پ. پ از تو متنفرم. و فقط دوست داشتم هنوز دلم برای کسی تنگ شود.  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • با زندگی دوست باش

  • نیلوبلاگ

    xa0تعطیلات در روزگار کرونا چطور بود؟ خوب. راضی بودم. خواندم نوشتم و سعی کردم خوب باشم. شش روز تنها و هفت روز در کنار مامان. بودن مامان خوشبختی است. سال تازه ای شروع می شود باید بیش از هر کس و هر چیزی به خوبی و سکوت برسم و بی نیازی. چیزی نخواستن و البته تلاش کردن. مهم نیست چه اتفاقی میوفتد. باید با زندگی دوست باشم.xa0...

    ادامه مطلب
  • برای دوستی که اسمش من است

  • نیلوبلاگ

    xa0 با اسم «من» کامنت گذاشته و نوشته: بلاگستان یجورایی مثه کوچه های خاکی یزد میمونه -xa0هر رهگذری پا نمیذاره توش-xa0هرکسی قدر کاهگل و خاک رو نمیدونه ... خیلی موافقم.. همینطوری است. کاش چیز بیشتری درباره اش می دانستم. اسم یا آدرس وبلاگش. اینجا را خیلی دوست دارم. برایم تمرین نوشتن است. وقتی می نویسم یاد می گیرم زندگی و جزئیات را بهتر ببینم. تاریخ زندگی خودم با همین نوشتن های ساده یادم می ماند. دوست های تازه پیدا می کنم. مهم تر از همه اینکه نوشتن درمان است. همین که می نویسم آرام تر می شوم و دنیا و ...

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    xa0 دیروز هم اداره و کلاس زبان و کتاب خوبی که خواندنش لذت بخش بود. تو دور شدی. لعنت به فاصله. دوری. سفر. ندیدن. دلتنگی. تنهایی. تنهایی. تنهایی. در حد مرگ تنهایی. غذا خوردن تنهایی. بیرون رفتن تنهایی. صبحانه تنهایی. ناهار تنهایی. شام تنهایی. خرید تنهایی. زندگی تنهایی.xa0شب تنهایی. روز تنهایی.xa0 کار کار کار و از راه رسیدن آدمهایی که تو را از دور می بینند و به خودشان حق می دهتد هر قضاوتی بکنند. که نمی فهمی. که کار زیادی از دستت ساخته نیست. که هزار چیز دیگر.xa0 از اداره که آمدم با خواندن سه کلمه در ...

    ادامه مطلب
  • دوستی کی آخر آمد

  • نیلوبلاگ

    xa0 ما احتیاج به دوست داریم. دوستانی که ما را همین شکلی که هستیم دوست داشته باشند. دوستانی که کنارشان لازم نباشد خودمان را سانسور کنیم. خودِ خودمان باشیم با همه ی مشکلاتی که داریم. مدت هاست حس واقعیxa0ِ دوستی را گم کردم. هیچ کس نیست که خیلی صمیمی باشد یا من بتوانم در کنارش کاملا خودم باشم.xa0 شاید آخرین دوستیِ خوب بودنِ س بود. حالا از هم فاصله داریم. با هم صمیمی نیستیم. امشب در خانه اش مهمانی است. دوستان تازه اش می آیند.xa0 م آمد. به کافه نزدیک حانه رفتیم. حرف زدیم. کاش پولدار شوم و بتوانم کتاب ...

    ادامه مطلب
  • روزهایی که با خودم دوستم

  • نیلوبلاگ

    xa0 مدت هاست که اینجا چیزی ننوشتم. بیشتر روزها چیزهایی روی لب تاب نوشتم.xa0 دوباره به روزهای خوبِ خوشحالی و نظم و انضباط و کار کردن رسیدم. روزهایی که با خودم دوستم. روزهای تلاش های کوچک برای ادامه دادن این راهِ سخت. روزهای ناامید نشدن و امید بستن به رسیدن. هر چند دور و دیر.xa0 از روز تولدم بگویم که تو آمدی. روز قبلش آمدی. اما خسته بودی. حالت خوب نبود. هیچ نقشه ای برای تولد من نکشیده بودی. جهان تاریک بود و من گریه کردم که چرا به دنیا آمدم. روز تولدم بسیار غمگین بودم. بعد از اداره دوست سلبریتی با ...

    ادامه مطلب