چیزهایی درهم

متن مرتبط با «فکر» در سایت چیزهایی درهم نوشته شده است

تو هم به کن فکر میu200cکنی؟

  • نیلوبلاگ

    شد هفت روز. هفت شب. چهل و هشت نفر پیام واتساپی فرستادند هیچکدام تو نبودی. بله به من فکر نمیکنی و من وقت راه رفتن در تاریکی، در خیابان شریعتی، روی آن پل هوایی ِترسناک با خودم حرف میزدم: مگر همهی زندگی چیزی جز همین بود؟ نه. بیشتر وقتها آنچه میخواستم نبود. بعد انگار که با کلمهها حودم را بغل کنم. به خودم حق میدهم. میگویم شاید تمام شد. شاید دوباره روشنتر بیینی. به هر حال این رنج توست و یکی اینهمه رنج پاشیده به سر تا پای تمام این روزها و شبها. و حس نخواستنی بودن رهایم نمیکند. بعد در خیابانِ تاریک مرتب...

    ادامه مطلب