چیزهایی درهم

متن مرتبط با «قشنگم» در سایت چیزهایی درهم نوشته شده است

مامانِ کوچولوی قشنگم

  • نیلوبلاگ

    نمیتوانم داستان بنویسم. و کاش دوباره برسم به نوشتن دیالوگ و فکر کردن به تصویر خانه و و اتاق و آدم. ناخنها بلند شدند. نوشتن با ناخن بلند را دوست ندارم. نامزد خواهر بدجور عصبی و ناراحتم کرد. حرف مفت زد، جوابش را دادم عصبانی شد، داد و فریاد راه انداخت مامان گریه کرد. مرتیکهی الاغ هنوز از راه نرسیده میگوید زن باید از مرد تمکین کند خواهر احمق من هم فقط چشم میگوید. مامان خرد شد. مردهایی که اطرافم میبینم ناامیدکنندهاند. راستش از این ادم خوشم نمیآید. و تازه نظر من چه اهمیتی دارد؟ روز بعدش خواهرم گفت از ...

    ادامه مطلب