
خانه تمیز شده و در سکوت بعد از شعارهای شبانه یادم میآید چقدر تنها هستم. یادم میآید انگار جای چیزی خالی است. چیزی؟ کسی؟ یادم میآید چقدر خستهام. بخوانید...
ادامه مطلب
xa0 هفته پیش مریض بودم. آمدی. برایم جگر خریده بودی. از همان کارها که هیچ وقت نمی کردی..نوشتم که یادم بماند آن شب با همین کار ساده چقدر توانستی خوشحالم کنی.. نوشته شده توسط ستاره در 19:43 | xa0لینک ثابتxa0xa0 •xa0...
ادامه مطلب