چیزهایی درهم

متن مرتبط با «دلتنگی» در سایت چیزهایی درهم نوشته شده است

از دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    در هربار پیاماس به شدت ناامید میشوم. دفعهی قبل در آن خانهی قدیمی کاشان چیزی را شنیدم که نباید میشنیدم. شنیدنش سنگین بود. برای من که در تمام این سالها جز استقلالم چیزی نداشتم. برای من که هنوز کینه دارم از منتگذاشتن ِمادربزرگم وقتی میگفت باباتون براتون کاری نمیکنه. لباساتون رو که خاله و داییهاتون میخرند. آ منت گذاشته بود.بابا نمیدید. پولی نداشت. به جان خودم خیلی مهربان بود. مادربزرگ دربارهش بد حرف میزد. خیلی مهربان بود. به ما میگفت عمر من. دلم برایش تنگ شده. دلم با این مادربزرگ صاف نمیشود. همین حا...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی برای خودم در کنار تو وقتی با تمام اشتیاق برایت حرف میزدم. برای قهوه و شیرینی بعدازظهر، برای تو. دلتنگی و غمی عریان....

    ادامه مطلب