پ گفت چرا به گوشی من دست زدی. دلم گرفت. باران میبارد. الودگی هوا خفهکننده است. سرم درد میکند. خستهام. ناامیدم :-( این حس همین لحظه است. راستش چیزهای کوچک خوبی هم هست. اضطراب دارم. نگران آ هستم. نگران خودم. کاش میشد چند روز در خانه بمانم روی رساله کار کنم. حوصله اداره را ندارم. برای تولد ر رفتیم کافه. حوصله نداشتم.
ذهنم درگیر آ ست. آ آ آ. چشمهای پر از اشک آ.
برچسب:
نویسنده: دانیال امینی